ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۱۴, شنبه

بوی بی عیدی!!


بچه که بودیم همیشه از اول اسفند
روزهای باقی مونده به عید رو میشمردیم
هفته اول اسفند که میگذشت بساط ماهی قرمزو
سبزه کنار خیابونها پهن میشد . حال و هوای شب عید
ولمون نمیکرد و بوی عید همه ی شهرمون رو میگرفت
اما امسال! چهارهم اسفنده و هنوز نمیتونم باور کنم که
دوهفته و یک روز به عید مونده ! نه دل خوش عید هست
نه نشونی از عید و نه بوی عید!!
نمیدونم شاید ایراد از روزگار نیست ...شاید برای حس دوباره
بوی عید باید دوباره بچه شد!

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۷, شنبه

تویوتا


یکی هم بود که از بچه گیش ارزوی تویوتا به دلش بود
هر وقت تو خیابون تویوتا میدید از ه دل آه میکشید و میگفت ؟چی میشه یك روز منم تویوتا سوارشم؟
خدا که صدای اونو شنیده بود ، یک تویوتا ، از اینهایی که
تو عکس می بینید بهش داد
خواستم بگم وقتی ارزو میکنید ، فقط برند رو مبنای کارتون قرارندید.گاهی وقتهاجزئیات مهم تر از کلیات هستند

ه‍.ش. ۱۳۹۵ بهمن ۱۶, شنبه

خانوم ،بریم؟


همیشه وقتی دور هم جمع میشدیم برام عجیب بود که چرا
اقای "دال" وقتی هنوز شام از گلوش پایین نرفته ببا نگرانی
 به ساعتش  نگاه میکنه و میگه خب خانوم بریم؟!!
برام سوال بود که چرا از دور هم بودن لذت نمیبره 
چرا همه چی به نظرش کسالت باره و لابد ایراد از ماست
که حوصله اش تو این جمع به همین راحتی سر میره 
همه اینها رو درک نمیکردم تا شبی ه وسط 
هیاهو و دست و رقص و جیغ و هورای دوستام 
دلم میخواست زودتر همه چی تموم شه  برگردم خونه!
وسط یک مهمونی تکراری با ادمهای تکراری و رقص با اهنگهای تکراری!
حس میکنم الان راحت تر میتونم به اقای دال حق بدم 
حق داشت که تخت خوابش رو به بودن کنار ادمهای تکراری ترجیح بده!

ه‍.ش. ۱۳۹۵ بهمن ۱۱, دوشنبه

اتوبوس


یادش بخیر  قدیم ها که سوار اتوبوس میشدی
(اونم نه اتوبوس های امروزی،اتوبوس ها دو طبقه)
به جای پول نقد و کارت الکترونیکی 
بلیت های کاغذی ای رو میدادیم که تعدا زیادش رو با قیمت 
خیلی کمی خریده بودیم . معمولا هم یکی از بلیت ها استفاده میشد
و الباقی گم میشد!
بعضی ها هم بودند که سوار می شدند و بلیت نداشتند ،
از مردم قرض میکردنو تحویل اقای راننده می دادند
 . بیشتر وقتها هم مردم پول بایت ها رو از هم نمیگرفتند
الان ولی نه دیگه اتوبوس دو طبقه ای هست 
و نه چیزی به اسم بلیت اتوبوس شهری وجود داره .
 اگر کسی هم پول کرایه اتوبوس رو نداشته باشه کمتر کسی پیدا میشه که
حاضر باشه همشهری خودشو رو یک سفر رایگان مهمون کنه!


ه‍.ش. ۱۳۹۵ بهمن ۲, شنبه

خداحافظ رفیق


اینستا گرام ،تلگرام ،توییتر و غیره
از آتش نشانهایی حکایت دارند که به حکم وظیفه
تن به خطر داده اند و از دل اتش گذاشته اند
مردمی شدیم که به راحتی به این فکر میکنیم که میشود
برای شغلی حقوق گرفت و در لحظه ی انجام وظیفه
برای حفظ مصلحت زندگی خویش بی تفاوت بود و به
وظیفه عمل نکرد .
آتش نشان شهید نیازی به شمع روشن کرده و دلسوزی
 تقدیر و تشکر ما ندارد . آن که باید بیش از این ها ارجش نهاده شود
مردیست که این شغل را برای کسب درامد و گذران عمر خویش انتخاب میکند!

ه‍.ش. ۱۳۹۵ دی ۴, شنبه

بارون


حرف بارون که میشه دیگه کسی نه به چترهای بسته سهراب سپهری 
فکر میکنه و نه به خلق یک صحنه رومانتیک دو نفره ی زیر بارون
همه تو این فکرن که حالا میشه یکی دو روز الودگی کمتری رو نفس کشید!!
آلودگی این روزهای هوای تهران وحشتناکه 
دیوانه کننده و کشنده است 
یادم یماد چند سال پیش پدر اقای "ن"
به خاطر بیماری ریوی به رحمت خدا رفت 
اون سالها هوای تهران -مثل امروز- آلوده بود 
و ظاهرا همون الودگی باعث مرگ پدر اقای "ن" شده بود
اون سالها صحبت از مدیریت غبلط بود و بنزین غیر استاندارد
حالا که میگن مدیریت بهتر شده و تحریم نیست و بنزین استاندارده
دیگه چرا؟؟
هر روز که تو هوای الوده تهران راه می رم 
به این فکر میکنم که تو این لحظه چند نفر سرنوشت پدر اقای "ن" 
رو پیدا میکنن؟؟